78.تلاش برای ایستادن
بیچاره شدم رسما! پله آشپزخونه رو گیر آوردی و د برو که رفتی:دی همش داری ازش بالا میری ... تازه نمیتونی که بری ... خیلی بانمک هی پات رو میاری بالا که بذاری رو پله و نمیشه ... تلاش بامزه ایه:*ُ بعضا هم دستت رو میگیری به دیوار که وایسی :* دستت رو هم که میگیریم با پاهای لرزون وایمیسی:* البته این وسط کم هم زمین نخوردیا:( دلم برات کبابه مامانم:* ...





